تبلیغاتی عجیب از نوع عجیب تر!

چند ساعت پیش مشغول مطالعه ی هفته نامه بودم که دو سه تا آگهی عجیب نظرم رو جلب کرد. این شد که گفتم کمی درباره این آگهی ها اینجا برای شما دوستان بنویسم. یاد آوری می کنم که این نوشته ها نظر شخصی من هست و نیت من از مطرح کردن اون ها بیان انتقاداتم هست.

قسمت اول:

بخش اول مربوط به تبلیغ دو بسته نرم افزاری معروف در بازار هست. یکی بسته LORD و دیگری KING هست که عبارت های به کار رفته درآگهی تبلیغاتی این دو بسته من رو متعجب کرد. در آگهی اول یعنی LORD در انتها بیان شده:

جامع ترین مجموعه نرم افزاری منتشر شده در خاورمیانه با بیش از یک میلیون دلار نرم افزار

قبل از اینکه من چیزی بگم شما کمی فکر کنید… خب حالا که فکر کردین من هم نظر خودم رو بیان می کنم. به نظر من این گفته یک سودجویی محض هست. از این باب که اولا قانونا و شرعا فروش و جمع آوری نرم افزار های دارای Copyright ممنوع هست که همه ما این رو میدونیم. دوما اینکه در حوزه خاورمیانه مگر چند کشور پیشرفته و قابل رقابت وجود داره که ما بخوایم قیاسی این چنینی اون هم برای کاری این چینی داشته باشیم؟! تازه کی رفته سنجیده؟ از طرفی دیگه وقتی توی این ممکلت نرم افزار قیمتی نداره چرا گفته میشه با ارزشی بالغ بر یک میلیون دلار؟! انگار که همه ما صاحب نرم افزارهای غیر رایگان هستیم و هر وقت که اراده کردیم می تونیم اون رو به رایگان داشته باشیم. تبریک میگم دوستان همه شما میلیونر هستین، اون هم از نوع دلاری که معادل وطنیش میشه میلیاردر.

تبلیغ بعدی مربوط به شرکت قدیمی پرند هست که در جمع آوری بسته های نرم افزاری ید طولایی داره. البته این مورد چندان هم عجیب نیست ولی جالب توجه هست. توی تبلیغ مربوطه توی پرانتر قید شده:

کاملترین مجموعه از نرم افزارهای کاربردی روز

با بیش از 34 گیگا بایت نرم افزار (حجم واقعی)

به نظر شما منظورشون از حجم واقعی چی بوده؟ یعنی این بوده که بابا واقعا خالی نمی بندیم و اینقدر نرم افزار بهتون میدیم؟ یعنی یه جورایی به صورت غیر مستقیم چون میدونستن که بازار تبلیغات پر از خالی بندی هست خواستن تضمین بدن که ما اینقدر نرم افزار می دیم به شما؟ هر چی با خودم کلنجار میرم که یه آدم مگه به چند تا نرم افزار نیاز داره به جایی نمیرسم جز اینکه به نرم افزار های مورد نیازش نیاز داره نه کل نرم افزار های توی دنیا! بارها و بارها برام پیش اومده که با سیستم هایی مواجه شدم که روش بیش از 5 تا پخش کننده صوتی و تصویری مختلف وجود داشته. بدتر از اون اینکه طرف اومده دو سه تا آنتی ویروس با هم نصب کرده و دادش در اومده که چرا کامپیوتر من اینقدر کند هست؟ خب معلومه چون نعمت های نرم افزاری فت و فراوون هست وفور نعمت توی گلوتون گیر میکنه.

در ادامه داستان به تصاویر اسکن شده دو تبلیغ بالا توجه کنید. برای مشاهده تصویر بزرگ تر بر روی عکس کلیک کنید.

قسمت دوم:

ای دل غافل که تبلیغ بعدی مربوط به یکی از همکاران آزاد کار هست که در قسمت نیازمندی ها درج شده . توی تبلیغ با … هر چه تمام تر نوشته شده :

طراحی فوق حرفه ای مالتی مدیا و وب سایت در یک روز با مناسب ترین قیمت

بنده هم در یک تماس انتحاری با آگهی دهنده تماس گرفتم و خودم رو زدم به کوچه علی چپ و از ایشون سوالاتی پرسیدم. به گفتگوی بنده با این شخص توجه کنید:

- شما توی آگهی تون نوشتین که پروژه های فوق حرفه ای سایت رو یک روزه انجام میدین؟

بله ما نوشتیم…اوممم… خب راستش این یه ترفند تبلیغاتی هست و خب در حقیقت ما یه روزه هم کار رو انجام نمی دیم. ما در حقیقت بیشتر تمرکزمون روی پروژه های چند رسانه ای هست و کار سایت آنچنان انجام نمی دیم.

- می خواستم بدونم طراحی یه برنامه چند رسانه ای فلشی برای معرفی یک فروشگاه چقدر در میاد؟

عرض کنم که بستگی به صفحه هایی داره که قرار باشه توی کار شما باشه. مثلا ده صفحه کار حدود 500 هزار تومن هزینه داره و به صورت فوق العاده حرفه ای براتون انجام میدیم.

- من میتونم نمونه کار های شما رو ببینم؟

ما چون تازه گروهمون رو تشکیل دادیم نمونه کارهامون خب به طبع… میدونین که چی میگم. البته شما اگر سایت بهرام رادان و فاطمه معتمد آریا رو دیده باشین ما هم توی همون مایه هستیم. البته برین این سایت رو هم ببینید که کار ماست و وقتی برین توش دیگه بیرون نمیاید. البته من توی تیم های اون ها بودم ولی خب به دلایلی ازشون جدا شدم.

- حالا این کاری که شما می فرمایین چند هزینش میشه در نهایت و چقدر زمان می بره؟

والا یه کار خوب حدود 500 هزار تومن و یه کار خیلی حرفه ای 800 هزار تومن به بالا. دو هفته ای هم …البته یک هفته ای هم تمومش میکنیم ولی سر دو هفته تحویل میدیم چون ممکن هست توی تبادل و تست و گرفتن مطالب از شما مشکلی پیش بیاد.

- آقا خیلی ممنون من حتما با دوستام گفتگو میکنم و اگر مایل بودیم حتما تماس می گیرم. خدا حافظ .

خب شما چی فکر می کنین؟ از این موارد عجیب چند نمونه دیدین؟ به نظر شما این نوع تبلیغات عوام فریبانه تا چه حد موثر هستن؟ آیا استفاده از صفت های ترین دار نخ نما نشده؟ آیا بهتر نیست از جمله هایی که واقعا با نا خود اگاه مخاطبان سازگاری داره و صادق هست استفاده کنیم؟ اگه همه بهترین هستن کی واقعا بهترین هست؟

(2) دیدگاه

خوش به حال خودم که توی خونه کار می کنم!

توی نوشته های قبلی بیشتر از زاویه های منفی به جوانب آزادکاری نگاه کردم. اما این بار قصد دارم تا دل غیر آزاد کارها رو آب کنم! بارز ترین مزیت آزاد کاری همون طور که اسمش همراش هست و ممکن هست به ذهن همه خطور کنه همون مزیت آزادی و راحتی هست. از این باب که اختیار شما دست خودتون هست و رییسی مثل شرکت های سنتی بالای سر شما نیست. هر وقت که بخواین کار رو شروع میکنین و با هر نوع لباسی که بخواین می تونین بشینین و کار کنین.

داستان این نوشته ما به یکی از معضلات ادارات و شرکت های سنتی می پردازه که در اون عاملی باعث نارضایتی کارمندان میشه و در نهایت سبب اعتصاب و اعتراض شدید اون ها میشه و کل شرکت و روسای اون رو به مخاطره میندازه. یکی از این شرایط سیستم تهویه نا مناسب محل کار کارمندان داستان ما هست که در نهایت باعث خشم اون ها شده، تا جاییکه مدیر رو به شدت تحت فشار قرار داده و اون در برابر خواسته کارمندان مبنی بر اینکه باید یه فکری به حال سیستم تهوه بشه قرار میده. البته شاید این خواسته در برابر خواسته هایی همچون موارد مالی قابل چشمپوشی باشه ولی حرفی که این روایت داره حائز اهمیت هست. درحالی که ذهن خواننده در گیر اعتصاب کارمندان در داستان ما هست، جناب آزاد کار ما خوشحال و سر و حال توی خونش نشسته پشت میزش و از این بابت که آزاد کاری رها هست احساس خرسندی می کنه.

در حقیقت آزادی نعمتی هست که شاید در خیلی از موارد خواستنی ترین چیزی باشه که انسان اساسا بهش نیاز داره. ریشه تمایلات اکثر آزاد کار ها هم به این نوع کار در همین امر نهفته هست. اما باید گفت که وقتی مزه این آزادی زیر دهن آزاد کاری مزه کنه،  آزادکار به سختی خواهد تونست با شرایط جدید ( مثلا کار در شرکتی معتبر ولی با شیوه سنتی ) کنار بیاد و خیلی شرایط سخت میشه در ابتدای مهاجرت به شغل های سنتی. پس اگر میخاین نوع آزاد کاری رو برگزینین به این مواد به خوبی توجه داشته باشین:

  • جامعه ای که درش زندگی می کنین. بسیاری از آموزه های آزادکاری از اون طرف آب میاد که در جامعه ای پیشرفته تر از ما زندگی می کنن و ممکن هست بعضی از فرمول ها با شرایط شما سازگار نباشه.
  • شرایط فعلی شما. به این معنا که در چه رده ی سنی هستین و تعهدات شما چی هست؟ آیا متاهل هستین یا دانشجو؟ آیا برای تفریح این نوع کار رو دوست دارین یا نه واقعا برای این نوع کار ساخته شدین؟ به نظر بنده آزاد کاری در ایران در حال حاضر بیشتر به درد قشر مجرد و جوانی که تازه از تحصیل فارغ شده میخوره تا به این وسیله هم راه پیشرفت خودش رو باز کنه و هم تجربه خوبی کسب کنه و یک سابقه کاری پر بار به دنبال خودش یدک بکشه که موقع ورود به شغل های مهمتر شانس بیشتری رو برای خودش به وجود بیاره.
  • خستگی از کار فعلی دلیل خوبی برای آزاد کاری نیست. باید بگم که اگر جز دسته ای هستین که به هر دلیلی از کار فعلی ( مدل سنتی ) خسته شدین و قصد دارین به آزاد کاری روی بیارین تا حدودی در اشتباه هستین. آزاد کاری نیاز به این داره تا در موقعی مناسب صورت بگیره و شما باید منطقی تر به اون فکر کنید. تا جاییکه امکان داره آینده شغل فعلی و آزاد کاری رو بررسی کنید و از تجربیات دیگران به خوبی بهره بگیرید.

ولی خدایی کار توی خونه یه زمان هایی خیلی حال میده ها… ولی یه ضد حال هایی هم میزنه که… (;

دیدگاه‌ها

ببینم، امروز که قصد نداری کار کنی؟

این اصلا منصفانه نیست ( با حالتی غمگین و اندوهناک)، تو کارت رو به من ترجیح میدی… ببین میوه هامون تموم شده، باید بریم خرید…خب امروز دیگه اختصاص به خونواده داره، مایلی امروز چیکار کنیم؟…ناهار آمادس، بیا تا از دهن نیفتاده…رینگ رینگ ( توام با صدای مشتی محکم و نعره ای بلند) ، اه باز هم که این ساعت زنگ زد. باز خوابم میاد. بیخیال بذار بخوابم…هفته دیگه مهمونی دعوت شدیم، خوب تو چی میپوشی؟ ( اوهوکی من نمیام، کار دارم)…

صدای جیغی که به معنای عصبانیت از این رفتار ها شنیده می شود

یکی از سوء رفتار هایی که بعضا افراد آزاد کار باهاش در گیر هستن قاطی کردن اولویت ها و فراموش کردن اموری مهم همچون خانواده هست که تبعات منفی رو به دنبال داره. یکی از معایب آزادکاری و کار در خونه علی رغم همه منافعش بر هم زدن تعادل و نظم هست. خیلی از آزاد کار هایی که در خونه مشغول به کار هستن فراموش می کنن که خونواده ای هم دارن و چند متر اون ور تر از محل کارشون ( مثلا میز کامپیوتر) هم یه عده هستن که دارن خیر سرشون زندگی می کنن!

کار در منزل و آزادکاری، آزادی های خاص خودش از جمله کار در خونه و امکان صرف وقت بیشتر رو به دنبال داره، اما همین ویژگی ها در صورتی که مدیریت نشه و توام با نظم و برنامه نباشه منجر به مشکلات زیادی از جمله مناقشه های خانوادگی میشه و بهشت آزاد کار رو تبدیل به جهنم میکنه. جهنمی که خودش برای خودش ساخته. روایت این هفته ما نشون میده که چطور این آزاد کار ما برای خونوادش اهمیت قائل شده و دست به کار شده و یه شام مفصل درست کرده. و به این ترتیب همسرش رو غافل گیر کرده و باعث گرمای بیشتر کانون خانوادش شده. به قدری این رفتار در نظر همسر آزاد کار مهم تلقی شده که در انتهای صرف شام از آزاد کار می پرسه: ببینم، امروز که قصد نداری کار کنی؟

این وسط رسالت آزاد کار های مرد خیلی بیشتر هست. چون که در طرف مقابل همسر و یا خانواده ( پدر و مادر و …) قرار دارن که نیاز به عاطفه ای در خور دارن و باید به خوبی مسائل عاطفی در حقشون رعایت بشه. فاکتور مهمی که میدونه از چنین معضلاتی تا حدود زیادی پیشگیری کنه فاکتور نظم و برنامه ریزی هست. عبارتی که به قدری در گوش ما خوانده شده که نخ نما شده! ولی کو گوش شنوا… تازه وقتی هم میخایم با نظم باشیم بلد نیستیم چکار کینم و نمی دونیم از کجا شروع کنیم. مدام دنبال یه نسخه و رمز تو کتابا و مجله ها می گردیم که با یه معجزه مشکلمون رو حل کنیم. اما یکی نیست به ما بگه که نظم کلید حل معماس. رفتن به کارهای بیرون از منزل مثل اداره و یا مغازه یه نظم سنتی رو به همراه خودش داره. مثل ساعات فروش یا کار و خواه نا خواه باعث میشه که نظمی نسبی ( توفیق اجباری) نصیب فرد شاغل بشه. اینطوریه که مثلا برادر شما که در اداره ای شاغل هست میاد و یه متلک بار شمای آزاد کار میکنه که ای بابا ساعت 11:30 روز جمعس و تو هنوز خوابیدی؟

باور کنید اگر به جای درس های بی مصرف توی مدرسه از همون دوران ابتدایی منظم بودن و برنامه ریزی رو به ما آموزش میدادن وضع ما بهتر بود. با یه مشت فرمول توی مدرسه بزرگ میشی که به هیچ دردی توی زندگیت نمی خورن.

(5) دیدگاه

« داده های پیشین