نوشته های برچسب خورده با ‘freelance’

مسلما توی هر محیطی هر چقدر هم بهره بری زیاد باشه اوقاتی پیش میاد که بهش می گن اوقات بیکاری یا فراغت. حتی توی گوگل به اون گندگی و شلوغی هم اوقات بیکاری و زمان های مشابه برای تر و تازه شدن وجود داره. حالا بسته به امکانات رفاهی، شرایط و افرافیان حاضر هر کارمند و پرسنلی به نوعی خودش رو باید سرگرم کنه تا زمان سپری بشه. یکی میره گپ میزنه، یکی میره توی اینترنت، یکی پشتک وارو میزنه و یکی هم از فرط بیکاری خوابش می بره.

بدون استثنا همچین شرایطی هم ممکن هست برای آزاد کارهایی که در منزل کار می کنند پیش بیاد با این تفاوت که وسایل سرگرم کننده زیادی از کنسول های بازی تا شستن ظرف ها دور و بر آزاد کار هست تا بتونه خودش رو سرگرم کنه. مثل دوست آزاد کار ما که داره با کنسول بازیش بازی می کنه و کلی کیفور شده. اون طرف تر هم محمود آقا همسایه این آزاد کار ما سر کار از فرط بیکاری خوابش برده که باید زنگ بزنن آتش نشانی بیاد تا بیدار بشه.

یکی دیگه از مزایای آزاد کاری همین آزادی عمل و تنوع ها هست که می تونه خیلی دلپسب باشه. اما از طرفی هم می تونه مانع انجام کار در زمان مشخص شده بشه و در کل باعث بی نظمی و بی قیدی بشه که خوب نیست.

Advertisements

دوباره سر و کله این آزاد کار ما هم با ماجراهاش پیدا شد. این بار هم مثل اینکه پریشون به نظر میاد و باید دید که چه اتفاقی افتاده. البته من میدونم چی شده اما میخام برای شما تعریف کنم. قضیه از این قرار هست که یکی از رفقای آزادکار بهش تلفن میکنه و ازش درخواست کمک در زمینه طراحی یه موردی میکنه و قول میده که این کار وقت چندانی از آزادکار نخواهد گرفت. آزاد کار هم برای محکم کاری به دوستش میگه که کلی کار سرم ریخته و فرصت زیادی ندارم، حواست باشه که کارت زیاد طول نکشه. باشه؟ -باشه.

دو ماه از این قضیه میگذره و هنوز این آزاد کار ما درگیر کار اون دوستش هست و انگار که کار تمومی نداره. معرفت رو خدایی حال میکنین؟

گذشته از معرفت و دنیای رفاقت در چنین مواردی به اعتقاد من باید حساب و کتاب بیشتری به خرج داد. ماهیت آزاد کاری برای دیگران اینطور به نظر میاد که آزاد کار همیشه فرصت داره و اگر شما در خونه کار کنید و به دوستتون بگین که » هی متاسفم که نمیتونم…»، اون دوست شما هم ممکن هست پیش خودش بگه مگه این چیکار میکنه که هی میگه گرفتارم؟!

از این دست موارد زیاد پیش میاد برای آزادکار ها، خصوصا اون دسته ای که در حوضه IT مشغول هستن. راه حل این مشکل به اعتقاد من گفتگوی صادقانه و «جنگ اول به از صلح آخر هست» که میتونه تا حدود زیادی زمینه ساز حل مشکل بشه. باید با دوستتون صادق باشین و شرایطتتون رو براش به تصویر بکشید و ازش درخواست کنید که خودش رو جای شما قرار بده. البته قبول دارم که در دنیای دوستی و رفاقت بعضی موقع ها خیلی سخت هست که رک حرفی رو زد و روی کسی رو زمین انداخت. اگر جز دسته دوستان آخر مرام هستین و درگیر خرواری از کار ها هستید باید بگم که قبول کردن کار خارج از برنامه دوستتون در صورتی که نتونین مدیریتش کنید ضررهای بیشتری رو به شما وارد خواهد کرد تا اینکه از اول دوستانه و صادقانه درخواست دوستتون رو رد کنید. بعضی موقع ها دوست شما ممکن هست که با شنیدن پاسخ منفی شما تصور کنه که شما سر مسائل مادی مشکل دارین و یا مایل هستید که پولی رو از دوستتون بابت کار طلب کنید که توصیه میکنم قبل از بروز هرگونه پیشداوری خودتون پیش دستی کنید و احساسستون رو صادقانه بیان کنید. چون اون هم به احتمال زیاد از حاصل کار شما در یک کار سودآور برای خودش استفاده خواهد کرد.

تجربه های بازاری – شماره ۱

منتشرشده: اوت 22, 2008 در عمومی
برچسب‌ها:,

بازار کار وب  و مولتی مدیا و به طور کل کامپیوتر همیشه تابع قوانین نا نوشته ای است که به عوامل مختلفی نظیر مشتری ، سطح فرهنگ جامعه ، نوع خدمات ارائه شده توسط شما و …. بستگی دارد و ماندن در این بازار در برخی موارد برای حتی شرکت های بزرگ هم ممکن نیست ولی فعلا من به همراه دوست عزیزم حدود ۷ سالی هست که در این بازار ماندنی شدیم و به مرور زمان نیز رشد کردیم . البته قبول دارم که در بسیاری از موارد نکات بزرگ تجاری را به صورت تجربی به دست آوردیم و گاها با ضرر های مالی بسیار زیاد مواجه شدیم . ولی مفید بودند که از این پس برخی از آن ها برایتان شرح می دهم . البته در نوشتن این تجربه های بازاری سعی می کنم از برخی تجربه های جهانی نیز کمک بگیرم . شاید اگر آنلاین استودیو یک پست معتبر و طلایی داشته باشد این پست های بازاری باشد .

خوب شروع می کنیم .

::۱/در طول پیاده سازی پروژه ،غیر قابل دسترس نشوید

یکی از بهترین راه ها برای ارائه یک تجربه عالی به مشتری خود ،این است که مطمئن شوید که با او در تماس هستید. همین احساس اینکه شما نزدیک او هستید در قدم اول برایش کافیست تا به شما اعتماد کند .
برای مثال،برای هر قدم از کار اطلاعات جدیدی را به مشتری خود تزریق کنید.شما دو روش را می توانید در پیش گیرید.یکی اینکه به شدت درگیر کارهای پشت صحنه و پیاده سازی پروژه شوید به طوری که مشتری هیچ درکی از نحوه کار شما نداشته باشد و اصلا نداند چه اتفاقی در حال رخ دادن است . یا اینکه به مشتری اجازه دهید که متوجه شود شما در حال انجام چه کاری هستید که در این صورت آنها به دلیل اینکه پول خود را در ازای کیفیت دلخواهشان خرج کرده اند ، اطمینان حاصل خواهند کرد و از شما به خاطر وقتی که برای صحبت به آن ها اختصاص داده اید، تشکر خواهند کرد. در بسیاری از مواقع این ارتباط می تواند به درک متقابل طرفین از هم منجر شود تا دوطرف هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ کیفی بسیار به هم نزدیک شوند.

پس نامرئی نباشید و با مشتریان خود صحبت کنید. برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید.

موضوعی که این بار مد نظرم هست تا در موردش بنویسم مطمئنا برای خیلی از دوستانی که به صورت حرفه ای با کامپیوتر کار می کنند پیش اومده و خواهد اومد. بارها پیش میاد که موضوع ساده ای برای یک مشتری یا یک دوست خیلی پیچیده و مشکل به نظر میاد و بلافاصله اون ها دست به دامن شما و یا کارفرماهاشون میشن که چطور میشه این مشکل رو حل کرد. وقتی که خوب به حرفای اون ها گوش می کنیم می بینم که مشکل واقعا خیلی سادس و راه حل اون هم بسیار ساده هست. مشکل اینجاس که طرف مقابل ما اصلا به قضیه توجه درستی نداره و مدام حاشیه میره. البته بی اطلاعی افراد هم در این مواقع مشکل رو حاد تر جلوه میده.

همین چند روز پیش بود که بنده تعدادی فایل رو به صورت یک آرشیو RAR در آوردم و بعد از تست کردنش اون رو برای یک مشتری که دانشجوی ترم آخر رشته مهندسی کامپیوتر (!) بود ایمیل کردم. چند ساعت بعد این مشتری ما با نگرانی با من تماس گرفت و گفت که فایل ارسالی مشکل داره و باز نمیشه. من هم قبول کردم که فایل رو دوباره براشون ارسال کنم. مدتی بعد باز هم با من تماس گرفته شد و گفته شد که هنوز مشکل پا بر جا هست. این بار ازش خواستم که مشکلش رو دقیقا برام شرح بده. اون گفت که موقع دانلود فایل، هنوز نوار پیشرفت دریافت صد درصد نشده دانلود تموم میشه. همین جا بود که مشکل رو فهمیدم و براش تشریح کردم که دلیل این امر میتونه به دلیل اتصال اینترنتی نا پایدار شما و یا مرورگر شما باشه که با در نظر گرفتن همین موارد همون موقع مشکل بر طرف شد. این تازه حکایت یک به اصطلاح دانش آموخته رشته کامپیوتر هست. برای سایر افراد و افراد معمولی که روزانه تنها در حد رفع نیازشون با کامپیوتر کار می کنند باید اوضاع وخیم تر باشه.

معمولا افراد سعی می کنن تا مشکلات رو اون طور که براشون راحت تره حل کنن. مثلا یک تاجر یا مدیر ترجیح میده تا تمام محاسباتش و کارهاش رو در برنامه های زیر مجموعه آفیس انجام بده و در مواجه با یک نیاز جدید اول سعی می کنه که مشکلش رو توسط اون نرم افزار ها حل کنه. اما خب همیشه این راه حل اون ها بهترین و ساده ترین راه حل ممکن نیست و راه حل بسیار ساده تری وجود داره.

برای آزاد کار ما دقیقا همین اتفاق افتاده و اون رو کلافه کرده. مشتری باهاش تماس گرفته و میگه که فایل ضمیمه شده به همراه ایمیل خراب هست و دیده نمیشه. آزاد کار هم در پاسخ سریعا اعلام میکنه که اساعه یه نسخه جدید رو براتون ایمیل خواهم کرد. چند دقیقه بعد مجددا مشتری با آزاد کار تماس می گیره و اظهار میکنه که » داداش سیستم ما خیلی قدیمی هست و فایل رو باز نمیکنه!» آزاد کار هم که متوجه میشه با مشتری ناواردی طرف هست سعی میکنه تا قضیه رو بیشتر تشریح کنه و در پاسخ میگه که «این فایل تنها یک فایل jpeg ساده هست که برنامه های مشاهده عکس به سادگی قابل دیدن هست». مشتری با تعجب ادامه میده که «jpeg چی هست داداش؟ نمیشه به صورت یک فایل پاور پوینت اون رو برای ما بفرستید؟»

این وقایع یک نکته بسیار ظریف در خودش نهفته داره که رعایت کردنش می تونه کمک بسیار بزرگی به آزاد کار ها و آی تی کار ها بکنه. همیشه باید مد نظر داشته باشیم که مشتری ما یک متخصص کامپیوتر و یا یک کاربر حرفه ای و دانا نیست. بایدبه یاد داشته باشیم که مشتری های ما از اقشار مختلف جامعه هستن که هر کدوم ادبیات و فرهنگ خواص خودشون رو دارن. با تاجر باید با زبان پولی و مالی که به خلاصه ترین شکل ممکن باشه صحبت کرد و با یک فروشنده با واژه های عامیانه و رایج. اگر در گفتگوی تلفنی آزاد کار این طور به مشتری گفته میشد که » این فایل تنها یک عکس هست و برای دیدنش نیازی به برنامه و ابزار خاصی نیست و تنها کافیه که روش با موس کلیک بشه» شاید قضیه راحت تر حل میشد. همیشه باید سعی داشت که مستندات کافی و قابل هضم رو به همراه کار برای مشتری ارائه کرد. این کاری هست که شرکت مایکروسافت به خوبی انجامش میده و یکی از دلایل موفقیتش هم همین نکته مهم هست که باید برای ما آی تی کار ها درس خوبی بشه.

در مواجه با چنین افرادی:

  • نباید به راحتی از کوره در بریم و مدام اون ها رو با لحنی تمسخر آمیز خطاب قرار بدیم. همون طور که اون ها از کامپیوتر به خوبی سر در نمیارن، ممکن هست که ما هم از حرفه ی اون ها ( مثلا نجاری ) چیزی سر در نیاریم. پس در چنین مواقعی تا اونجایی که امکان داره باید گفتارمون رو به گفتاری قابل فهم برای مشتری نزدیک کنیم و از تکلف پرهیز کنیم.
  • اگر با رعایت این موضوع همچنان مشتری با مشکل مواجه بود باید با لحنی دوستانه براش توصیف کنیم که وظیفه ما صرفا انجام سفارش بوده و مشکل شما ناشی از تجربه کم شما در کار با فلان برنامه هست و توصیه می کنیم که از این طریق مشکلتون رو برطرف کنید.
  • برای درک بهتر قضیه یک شرایط مشابه رو برای خودشون به تصویر بکشین و اون ها رو جای خودتون قرار بدین تا به این ترتیب مشکل بیشتر براشون ملموس بشه.
  • تا اونجا که امکان داره با زبانی ساده و خلاصه مطلب رو مطرح کنید و در حین گفتگو این طور وانمود کنید که مشکل به راحتی قابل حل هست و به مشتری این اطمینان رو بدین که مشکل به سادگی حل خواهد شد.