نوشته های برچسب خورده با ‘آزاد کار’

خب دوستان من نمی دونم شما چه نظری نسبت به مطالب بنده دارین. اصلا جالب و مفید هست یا نه. اما به هر ترتیب این ها حاصل تجارب شخصی بنده هستن و فکر می کنم برای خیلی از شما که آزاد کار هستین جالب توجه باشه. اگر خواستین نظری بدین حتما با کمال میل اون ها رو خواهم خوند.

بگذریم، این بار میخام براتون از چند تا مورد از برخوردهام با مشتری ها در ابتدای کار بنویسم. فکر کنم خوندنش برای شما جالب باشه. شما هم اگر تجارب مشابهی دارین بنده رو بی نصیب نذارین.

میشه یه نسخه نمایشی برای ما بسازین؟

fotolia-2709331خب به نظر در ابتدای کار این درخواست حق مشتری هست. اما عمل کردن به این خواسته باید مشروط باشه. اگر شما جز آزاد کاران تازه کار و نو پا هستین به احتمال زیاد نمونه کارهای مناسبی در سوابق خودتون ندارین و بعضا مجبور میشید که به این خواسته مشتری تن بدید. تنها در صورتی میشه از این کار صرف نظر کرد که تعهدی قابل استناد ازطرف شما ارائه بشه و یا اینکه با گفتگوهایی که بین شما و کارفرما صورت میگیره به نوعی رضایت کارفرما جلب بشه. مثلا با ارائه تخفیف در دستمزد. در حقیقت انجام چنین کاری برای شما ممکنه که فایده مادی نداشته باشه ، اما برای شما تجربه و اعتبار بیشتر به همراه خواهد داشت.

اما اگر شما جز دسته با تجربه ها هستید و نمونه های خوبی رو هم در پرونده خودتون دارید باید بگم که رفتن زیر بار چنین درخواستی بر اساس تجارب بنده وسایرین چندان منطقی نیست. چرا که شما دارای نمونه کارهای خوبی هستین و کارفرما با دیدن نمونه کارهای شما میتونه به توانایی های شما و سبک کار شما پی ببره. شخصا تنها در صورتی زیر بار چنین تقاضایی میرم که هدفم به دست آوردن پروژه های سنگین و مناقصه ای باشه. تازه اون هم به صورت مشروط.

پس دیگه خودتون زحمت ثبت هاست و دامین رو برامون میکشین دیگه؟

من که اخیرا از انجام این خواسته مشتری صرف نظر میکنم و در قبال این خواسته اون ها سایر سرویس دهنده های معتبر رو بهشون پیشنهاد میدم که خودشون شخصا و یا در قبال پرداخت حق مشاوره اقدام کنند.

ممکنه در نگاه اول به خودتون بگین که چه عیبی داره. اینطوری بیشتر هم سود میکنم. اما باید بدونین که همین تصمیم ناگهانی ممکن هست بعدا کفرتون رو در بیاره. بذارین تا قضیه رو بیشتر براتون باز کنم. مشتری ها عمدتا همانند شما آشنایی درستی با مسائل فنی ندارن ( که طبیعی هم هست). به همین دلیل هست که اون ها سمت شما میان و از شما تقاضای همکاری میکنن. اما باید بدونین که همین عدم شناخت و آشنایی کامل منجر به این میشه که وقت و بی وقت و به محض بروز هر مشکل مربوط و بی ربط سریع با شما تماس بگیرن و خواستار حل مشکل بشن. این عامل در بلند مدت میتونه باعث تیره شدن روابط شما و نارحتی و عصبی شدن شما بشه تا جایی که از خودتون بپرسید مگه من چقدر سود کردم که حالا باید این همه تاوان پس بدم؟ پس بهتر قبل از رخ دادن چنین مواردی به جای اینکه عجولانه تصمیم بگیرید کار رو به کسانی محول کنید که این کاره هستن.

شرکت های خدماتی ثبت دامنه و هاست به دلیل برخورداری از پشتیبانی مناسب و تیم فنی انتخاب بهتری برای مشتری و خود شما خواهند بود. این کار تخصص اونهاست. اگر میخاین که خودتون خدمات اینچینی رو هم برعهده بگیرین توصیه میکنم که به صورت نماینده فروش ( Reseller ) عمل کنید نه اینکه تنها واسطه خرید برای کارفرمای خودتون باشید. حتی مواردی بوده که کارفرما به دلیل اشکال در اتصال اینترنتی خودش بارها و ساعت ها وقت من رو صرف حل مشکل کرده تا در آخر کاشف به عمل اومده که مشکل چی هست.

در حقیقت نباید ماهیت نرم افزاری کار باعث بشه تا شما روالی رو خارج از محدوده استاندارد طی کنید و هر کاری رو به هر طریق و هر ساعتی انجام بدید. باور کنید که این تجارب مفت به دست نیومده و اگر در ابتدای راه قرار دارید عجولانه و شتاب زده اقدام به کاری نکنید. ماهیت آزاد کاری به این معنی نیست که هر کاری را هر طور که شد و با هر شرایطی انجام بدید.

خیلی وقت بود که ننوشته بودم. انبار با چند تا قصه برگشتم که هر کدوم رو خلاصه شرح میدم. خیلی مهم هست که به این ریزه کاری هایی که توی کار خصوصا برای آزاد کار ها پیش میاد توجه کافی داشته باشیم. اگر این کار رو کنیم پله های حرفه ای شدن رو یکی یکی بالا رفتیم.

باورم نمیشه همچین مشتری ای تو پستم خورده باشه!

همیشه ما عادت داریم از مشتری ها گلایه کنیم که دستمزد کافی نداد و فلان و بهمان. اما مسلما مشتری های فهیم و سازگار حتما توی پست ما خوردن و بعضا باعث تعجب ما شدن. به این صورت که همه چیز رو به جا و بر اساس سلیقه ما انجام میدن از پرداخت پیش پرداخت گرفته تا برنامه زمانبندی. اما همین سازگاری کمی دلهره آور میشه که نکنه مثلا من به خوبی از پس کار بر نیام، نکنه یهویی یه اتفاقی بیفته و خلاصه یه درصد از وقتمون رو در این افکار غوطه ور هستیم. داستان این یارو رفیق آزاد کار ما هم امروز توی کافی شاپ حول و حوش همین قضیه است که داره با دوستش مطرح می کنه و کف رفیقش بریده.

dreamclient

من روز های اول کار با همچین مشتری های برخورد داشتم  و یکی دوبار نتونستم از پس کار به خوبی بر بیام و یکی از دلایلش هم وارد شدن استرس و دلهره بیش از حد بود. بهتره در چنین مواقعی کاملا واقع بین باشین و با در نظر گرفتن توانایی هاتون یه برنامه زمانبندی تدوین کنید و کار رو بر اساس اون صورت بدین باور کنید همین کلمات کلیشه ای ساده مثل برنامه ریزی که گفتم معجزه میکنه. همه ما به دنبال معجون موفقیت هستیم غافل از این که همش جلو رومون هست.

***

آی خدا چقدر دلم لک زده برای کار توی یه شرکت…

یکی از معایب کار کردن توی خونه دور بودن از محیط های اجتماعی هست که در بلند مدت روی اعصاب آدم راه میره. تصور کنید که شما هر روز از خواب بلند میشید و مسیر دفتر کارتون به اتاق کارتون منتهی میشه که در بلند مدت آدم رو کمی افسرده و دلتنگ میکنه و خلاصه محیط خیلی تکراری میشه. همین عامل باعث شده تا آقای آزاد کار هوای این به سرش بزنه که یه مدت بره و توی یه شرکت و به صورت سنتی و تیمی در کنار دیگران کار کنه. رییس شرکت هم که میدونه این آزاد کار ما فرهنگ آزاد کاری روش حاکم هست بهش اخطار میده (این رو با صدای رییس توی ذهنتون تجسم کنید) «آره جونم یه نصیحت دوستانه می کنم و اونم اینکه از گذشت و گذار بی مورد توی وب و گوش دادن به موسیقی و خلاصه این کارا پرهیز کنی».

office

اما باور کنید کمی سخت هست که به راحتی از شرایط آزاد کاری به مدل سنتی و استخدامی و کار در شرکت عادت کنید. من تجربه همچین موردی رو داشتم. بعضی موقع ها اون قدر اوضاع برام سخت میشد که فکر می کردم همه اجسام توی اتاق دارن من رو از پا در میارن و بیشتر همش حواسم به اوضاع دور و برم بود تا کارم. میدونین دلیلش چیه ؟ چون محیط کاری منزل خیلی متفاوت هست. باید همیشه این رو مد نظر داشته باشید که اگر برای شروع فعالیت کار در منزل رو انتخاب کردید افراط و تفریط نکنید و سعی کنید حول و حوش تعادل پیش برید. هیچ وقت نمی تونین مطمئن باشید که همیشه در خونه کار خواهید کرد و ممکن حالتی پیش بیاد که سر از یه شرکت در بیارید. خاطرم هست که یکی از دوستان برای دوری جستن از عادت های بد کار در منزل صبح که میخاست کارش رو شروع کنه ، قبلش لباس رسمی کار می پوشید و می نشست کارش رو می کرد! شما چیکار می کردید؟

مسلما توی هر محیطی هر چقدر هم بهره بری زیاد باشه اوقاتی پیش میاد که بهش می گن اوقات بیکاری یا فراغت. حتی توی گوگل به اون گندگی و شلوغی هم اوقات بیکاری و زمان های مشابه برای تر و تازه شدن وجود داره. حالا بسته به امکانات رفاهی، شرایط و افرافیان حاضر هر کارمند و پرسنلی به نوعی خودش رو باید سرگرم کنه تا زمان سپری بشه. یکی میره گپ میزنه، یکی میره توی اینترنت، یکی پشتک وارو میزنه و یکی هم از فرط بیکاری خوابش می بره.

بدون استثنا همچین شرایطی هم ممکن هست برای آزاد کارهایی که در منزل کار می کنند پیش بیاد با این تفاوت که وسایل سرگرم کننده زیادی از کنسول های بازی تا شستن ظرف ها دور و بر آزاد کار هست تا بتونه خودش رو سرگرم کنه. مثل دوست آزاد کار ما که داره با کنسول بازیش بازی می کنه و کلی کیفور شده. اون طرف تر هم محمود آقا همسایه این آزاد کار ما سر کار از فرط بیکاری خوابش برده که باید زنگ بزنن آتش نشانی بیاد تا بیدار بشه.

یکی دیگه از مزایای آزاد کاری همین آزادی عمل و تنوع ها هست که می تونه خیلی دلپسب باشه. اما از طرفی هم می تونه مانع انجام کار در زمان مشخص شده بشه و در کل باعث بی نظمی و بی قیدی بشه که خوب نیست.

یکی از مهارت هایی که آزاد کار ها باید داشته باشن، مهارت برآورد قیمت و تشریح اون هست. یک آزاد کار خوب باید بتونه با توجه به فاکتور های قیمت دهی، قیمت مناسبی رو به مشتریش پیشنهاد بده و به خوبی هم بتونه مشتری رو به خاطر ارائه قیمت مد نظرش متقاعد کنه. اما همیشه روال به این صورت نیست که همه چیز به خوبی و خوشی پیش بره و مشتری با یه کیسه پر پول به سمت آزاد کار بیاد. اغلب مشتری ها تصور درستی از نرخ دستمزد ها ندارن و به همین دلیل هم توقعاتشون با هزینه ای که قصد دارن پرداخت کنند متناسب نیست. بدین ترتیب وقتی چنین مشتری هایی با یک آزاد کار وارد مذاکره میشن با انرژی خاصی درخواست ها و توقعاتشون رو لیست می کنند و در آخر هم بیان می کنند که ما یک کار خوب و حرفه ای میخایم. اینجاس که آزاد کار باید بتونه مشتری رو توجیه کنه و به خوبی از پس مذاکره بر بیاد. خیلی از جاها آزاد کار نباید تسلیم بشه و به سادگی تخفیف بده و کاری رو متقبل بشه که هزینه ی متناسبی قرار نیست به ازاش پرداخت بشه. وقتی که مشتری با پاسخ های منطقی شما مواجه بشه و یه دو دو تا چهار تا پیش خودش بکنه مطمئنا باید توقع خودش رو متناسب با بودجه ای که داره هماهنگ کنه و اون رو دوباره ارائه بده. البته شما هم باید با رویی گشاده پذیرای اون باشید و طوری با چنین مشتری هایی رفتار کنید که احساس راحتی کنن. استدلال های شما نباید باعث رنجش خاطر بیش از حد اونها بشه. سعی کنید در چنین مواقی گزینه هایی دیگه رو به مشتری و متناسب با بودجش پیشنهاد بدین و یک کلام نباشید.

این بار مشابه حالتی که در بالا گفته شد برای دوست آزاد کار ما در حال رخ دادن هست. یه مشتری پر انگیزه با آزاد کار ما تماس گرفته و به صورت زایدالوصفی در حال تشریح طرح جدیدی که برای کارت ویزیت خودش نیاز داره هست. اون انتظار داره که تمام ویژگی های حرفه ای و جلوه های گرون قیمت توی طرح جدید رعایت بشه. آزاد کار ما هم در پاسخ به اون ازش می پرسه که «شما حتما از هزینه این سفارش خبر دارین که؟» . مشتری هم بعد از اینکه متوجه میشه سریع حرفاش رو پس می گیره و به یه طرح ساده سیاه و سفید در پشت کارتش رضایت می ده. اینجاس که آزاد کار زیر لب میگه «بودجه حرف اول و آخر رو می زنه».