نمیشه با ما ارزون تر حساب کنی؟

منتشرشده: ژوئن 11, 2008 در عمومی
برچسب‌ها:, ,

یکی از قسمت های سخت یا شایدم آسون برای آزاد کار ها موقعی هست که مورد این پرسش قرار می گیرند که هزینه فلان پروژه چند میشه؟ چون همیشه ملاک و معیار مناسبی برای قیمت دهی در دسترس نیست بعضی اوقات قیمت دهی سخت میشه. ولی به هر حال آزادکار بر حسب تجربه، عرف بازار، درصد سنگینی و تخصصی بودن کار و سایر ملاک های قیمت دهی که در این نوشته مجالی براش نیست به یک قیمت می رسه و اون رو به کار فرما اعلام میکنه. مشکل درست در همین جا شروع میشه که قیمت از نظر کارفرما مناسب نیست و شروع به چونه زدن میکنه. بدین ترتیب کشمکشی مودبانه ( ! ) بین آزاد کار و کارفرما به وجود میاد که ممکن هست به نتایج خوبی منجر نشه. در ادامه سعی دارم تا از زوایایی متفاوت این مقوله رو ارزیابی کنم.

یک آزاد کار باید دلایل و فاکتور های متقاعد کننده ای برای قیمت دهی در نظر داشته تا به هنگام مذاکره به خوبی بتونه از عهده گفته هاش و ادعاش بر بیاد. علاوه بر این آزاد کار باید منصف باشه وکار فرما رو مثل یه کیسه پول و یا ابله فرض نکنه. بر این اساس وقتی آزادکار قیمتی رو به عنوان دستمزد اعلام میکنه باید پاش وایسه و کوتاه نیاد، چرا که قیمتش رو بر مبنای فاکتورهای مستدل اعلام کرده.با این حال بعضی اوقات کارفرما در مواجه با قیمت اظهار شده از جانب آزاد کار ابراز نارضایتی میکنه و به هر نحوی که شده سعی میکنه تا قیمت رو پایین ببره. این مورد دست مایه حکایت این بار آزادکار ماست!

سر و کله ی یه کارفرما پیدا شده و از آزاد کار ما میخواد که براش یه چیزی تو مایه های تراکت یا بروشور طراحی کنه. آزاد کار ما هم در میاد و دستمزد طراحی رو مبلغ منصفانه 50 دلار اعلام میکنه که به ذائقه کارفرما خوش نمیاد و کار فرما در پاسخ بیان میکنه که پرداختن 50 دلار در توان ما نیست! آیا امکان داره که طرحی ساده تر و با هزینه ای کمتر برای ما در بیارین؟ آزاد کار با شنیدن چنین پاسخی از جانب کارفرما در حالی که پوزخند معنا داری میزنه (و در کسری از ثانیه تجارب قبلیش به ذهنش میاد) با طعنه جواب میده که » چطوره توی طرح از رنگ و حروف C H E A P (طعنه و کنایه از ارزونی) استفاده نکنم؟»

این حکایت، حکایت خیلی از آزادکار ها هست. شما با توجه به فاکتورهایی یه قیمت واقعا منصفانه و حداقلی رو پیشنهاد دادین که یهو در کمال ناباوری با تقاضای تخفیف از جانب کارفرما مواجه میشن که اتفاقی در حد انفجار آتشفشان ممکن هست درون شما رخ بده. در حقیقت در چنین مواقعی من پیشنهاد می کنم که خونسردی خودتون رو حفظ کنین و در عین حال قاطعانه پاسخ کارفرما رو بدین. اگر متقاعد نشد محترمانه مذاکره رو خاتمه بدین. به خودتون اعتماد داشته باشین. چون شما قیمت منطقی رو اعلام کردین.

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. silvercover می‌گوید:

    درسته. برای خود من چند بار این شرایط پیش اومده که من بیشترش رو قبلا کوتاه اومدم. ولی جدیدا به هیچ وجه کوتاه نمیام.

  2. صادق می‌گوید:

    جواب دندون شکنی بود!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s